شیرزنان: به گزارش مجله اقتصاد ورزش، در آمريکا چيزي به نام اقتصاد ورزش زنان وجود ندارد اما باز با این حال، حداقل در مورد رشتههايي همچون گلف، فوتبال و بسکتبال، اسپانسرها و مقامات عاليرتبه ورزش يک زمينه مشترک توافقي براي تعيين مسائل مادي دارند و آن هم اصل پايينتر بودن حتمي مبالغ قراردادها و جوايز زنان ورزشکار نسبت به همتايان مردشان است. اخيراً مقامات ليگ فوتبال حرفهاي زنان (WPS) بحث اهميت ارزشها در ورزش را مطرح کردهاند که دامنه آن به رشتههاي ديگر ورزش زنان کشيده شده و خصوصاً مورد توجه مقامات انجمن گلف حرفهاي زنان (LPGA) و انجمن ملي بسکتبال زنان امريکا (WNBA) قرار گرفته است.
به اعتقاد تونيا آنتونوچي، رئيس WPS و دونا اورندر، رئيس WNBA آنچه که بيش از هر چيز چرخه اقتصاد فوتبال و بسکتبال زنان در امريکا را ميچرخاند، نه سرمايهگذاريهاي کلان اسپانسرها بلکه ارزشها، قابليتهاي ورزشکاران و توانايي حقيقي آنها براي جذب تماشاچي به مسابقاتشان و فروش بليطهاي ليگشان است که اگرچه اين مسئله کار را دشوار ميکند اما مزيتهايي نيز دارد. آنها معتقدند اينکه ورزش به عنوان بازاري تجاري درنظر گرفته نشود و آن را نه سرمايهگذاران کلان که عموم مردم تأمين مالي کنند، سبب کاهش ميزان آسيبپذيري ورزش زنان در مواقع بحراني اقتصاد ميگردد.
اما اين مسئله چندان در مورد گلف زنان صادق نيست چراکه مسابقات انجمن LPGA به جاي آنکه مخارجشان را از طريق فروش بليط تأمين کنند بيش از هر چيز با تکيه بر حمايت مالي اسپانسرها برگزار ميشوند. به همين دليل است که امسال در نتيجه بحران اقتصادي فراگير و کنارهگيري اسپانسرها، اين انجمن چهار تورنمنت رقابتي کمتر از سال گذشته خواهد داشت. بااينحال مقامات اين انجمن همچنان به روش عمل خود اعتقاد کامل دارند و بحران به وجود آمده را تنها همچون تکرار چرخهاي ميدانند که پيشتر، آنها موفق از آن بيرون آمده و گوي رقابت جذب اسپانسر را از ديگر رشتهها ربوده بودند. آنها اميدوارند اين بار نيز بتوانند بهترين گزينه براي کشيدن اسپانسرها به چرخه اقتصاد ورزش زنان باشند.
تنيس زنان نيز از جمله رشتههايي است که به اسپانسرها بسيار وابسته است. اما خوشبختانه برخلاف گلف، از بحران اقتصادي پيشآمده فعلي در امان خواهد ماند چرا که قراردادهاي انجمن تنيس زنان (WTA) با شرکت سونياريکسون، بزرگترين اسپانسر خود تا سال 2010 اعتبار دارد و اسپانسرهاي مسابقات جهاني نيز تا سال 2013 با اين انجمن قرارداد دارند. شبکههاي تلويزيوني نيز تا سال 2012 موظفند به قراردادهايشان پايبند بمانند.
بااينحال علاوه بر اين مسئله، اين واقعيت که جدا کردن اقتصاد تنيس زنان از مردان در برخي موارد تقريباً غيرممکن است در اينجا به سود تنيس زنان است. چراکه 40٪ مسابقات WTA، با مسابقات مردان ترکيب شده است در نتيجه فروش بليطها و پوشش خبري شبکههاي تلويزيون نيز تحت تأثير اين امر قرار ميگيرند. در حقيقت معدود رقابتهاي تنيسي در جهان هستند که تنها به زنان اختصاص دارند و تعداد انگشتشماري از اسپانسرها هستند که فقط يا مسابقات زنان يا مسابقات مردان را پشتيباني ميکنند و تقريباً همه اسپانسرها همزمان مسابقات زنان و مردان را تحت حمايت مالي خود قرار ميدهند؛ لازم به ذکر است در بيشتر موارد ميزان اين حمايت مالي برابر نيست اما در طول سالهاي اخير سعي شده به عنوان مثال جوايز نقدي يکساني براي مسابقات مردان و زنان در نظر گرفته شود که البته با بحران اقتصادي فعلي و محافظهکار شدن اسپانسرها، احتمالاً ادامه اين روند تاحدي با مشکل روبرو ميشود.
18 اسفند 1387
ورزش : عمومی