گفت و گو با شناگر زن ایران در قبل از انقلاب
5 اردیبهشت 1388
ورزش : شنا-واترپلو-شیرجه
شیرزنان- فواد خاک نژاد: هم نسلان من شاید او را به خاطر نیاورند . اما برای آنهایی که این روزها میانسالیشان را میگذرانند نام او نام غریبهای نیست . او از همان کودکی به ورزش روی آورد و کمتر از چند سال به چهرهای مشهور در ورزش ایران بدل شد . حالا این روزها شاید دخترانی باشند که مثل آن روزهای او ورزشکاران قدری باشند اما جایی برای شناخته شدنشان در رسانهها نیست.
شاید اگر رسانهها جایی برای ورزش زنان در صفحات خود کنار میگذاشتند، این روزها نام خیلیها مثل "تونیا" بر سر زبان ها میافتاد. "تونیا ولیاوغلی" حالا پس از 35 سالی که از روزهای قهرمانیاش میگذرد، به دور از شلوغی استادیومها، روزهای آرامی را در یکی از شهرهای آلمان میگذراند. شیرزنان پس از سالها به سراغ این رکورددار شنای ملی رفته است.
تونیا ؛ چندساله هستی؟
چهل و هفت
بریم به سالهای گذشته. چطور شد که وارد ورزش شدی؟
به خاطر امکانات و البته پدر روشنفکرم. پدرم مسئول باشگاه ورزشی بانک سپه بود و به دلیل این که امکانات برایم فراهم بود و پدرم هم مشوقم بود، وارد ورزش شدم . هشت - نه ساله بودم که به سراغ شنا رفتم.
از پدر روشنفکر گفتی. آن روزها جو ورزش کردن دختران در رشتهای مثل شنا در سطح جامعه چطور بود؟
من در سطح حرفهای کار میکردم و به خاطر حضور تماشاچیهای مرد و بدن برهنهی دختران شناگر تقریبا هر کسی حاضر نمیشد، دخترش را به استخر امجدیه ( محل تمرینهای حرفهای شنا ) بفرستد. استخرهای مختلط وجود داشت اما در بخش حرفهای و در تمرینها، پسران بسیار پر تعدادتر از دختران بودند .
چه طور شد که ورزش برایت شکل حرفهای پیدا کرد؟
بانک سپه مسابقاتی برگزار میکرد به نام تشویقی و من اکثرا در آن با فاصلهی زیاد نسبت به دیگران اول میشدم و مسئولان باشگاه به قول خودشان من را کشف کردند. بعد از آن در سال چهل و نه در جام ولیعهد اول شدم . سال پنجاه هم همینطور . در سال 51 در سطح تهران در شنای قورباغه قهرمان شدم و در مسابقات انتخابی تهران اول و در کل کشور سوم شدم . از سال 53 تا 57 هم رکورددار 100 متر و 200 متر تهران بودم و در مسابقات متعدد جهانی شرکت داشتم.
و تا کی شنای حرفهای را ادامه دادی؟
تا زمان انقلاب . البته تا سال 1998 رکورددار ایران باقی ماندم و البته در سال پنجاه و هفت هم عضو تیم ملی پینگ پنگ شدم .
و آن روزها که قهرمانی برایت عادی شده بود، برخورد با تو به عنوان دختری ورزشکار چطور بود؟
بسیار عالی و عادی . همه جا ستایش میشدی . یادم هست آن روزها در امجدیه دائم از من عکس و امضا میگرفتند. عکسهای رنگیام روی جلد میرفت . مصاحبههای تلویزیونی داشتم . همانطور که گفتم بسیار عالی و عادی .
عکسهایی از تونیا را اینجا ببینید
ورزشکاران پسر با تو برخوردی از سر تحقیر داشتند یا قهرمانی یک دختر برای آنها هم عادی بود ؟
ما از آنها صددرصد کندتر بودیم اما آنها ما را به دید دختران برهنه نگاه نمیکردند. اتفاقا حضور آنها برای ما یک رقابت سالم به همراه میآورد . چیزی از تحقیر شدن توسط آنها و حتی مقایسهی غیرعادلانه در کار نبود .
کی و چطور ورزش حرفهای را کنار گذاشتی؟
کنار نگذاشتم . تنیس روی میز کمکم برایم جذابتر شد تا انقلاب . یادم هست ما در روز هفده شهریور یا همان روز کشتار مردم توسط شاه در اردو بودیم برای جام آریا مهر که هیچ وقت برگزار نشد . بعد از انقلاب تا سال شصت و دو من مسئول شنای زنان ایران بودم . پایان نامهام ورزش زنان در بعد از سال 57 در ایران بود و حالا مربی شنای نوجوانان آلمانی هستم .
این روزها خبرهای ورزش زنان در ایران را دنبال میکنی؟
چندین سال است که روزنامهها و سایتهای اینترنتی را برای به دست آوردن خبرهایی از ورزش زنان نگاه میکنم .
نتیجه چطور است ؟ آیا پوشش رسانهای در مورد ورزش زنان مثل سالهای قبل از انقلاب هست ؟
به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. بهتر است بگویم فاجعه است. قبل از انقلاب "ورزش زنان ، ورزش مردان " وجود نداشت . همه چیز با هم بود . اگر خبری بود ، به هر دو میپرداخت . حالا این روزها من در آلمان هیچ خبر دقیقی به دست نمیآورم . اگر هم خبری ببینم خبری کوتاه است که نوشتهاند فلانی اول شده . اما نمینویسند با چه رکوردی و...
فکر میکنی انعکاس اخبار زنان در رسانهها چه تاثیری روی ورزش کردن و نتیجه گرفتن آنها دارد؟
مستقیما تاثیرگذار نیست . اما برای دختران انگیزهای باقی نمیماند . این اختلاف امکانات رسانهای برای دختران آنها را به شدت مایوس میکند. نه فقط در بخش رسانه. امکانات ورزشی دختران به نسبت به پسران یک به صد است. کجای دنیا چنین است؟
در تهران با چنین جمعیت عظیمی فقط دو استخر استاندارد برای شنا کردن دختران وجود دارد . تو خودت به من یک کتاب علمی ورزشی در مورد ورزش زنان نشان بده . متاسفانه ورزش زنان ایران امروز اصلا وضعیت خوبی ندارد .