شیرزنان- فواد خاک نژاد: سلام. کمتر از چهار ماه دیگر یکی از شماها بر مسند ریاست جمهوری نشستهاید و سکان هدایت دولت را بر عهده گرفتهاید. من یک روزنامهنگارم. همین و بس . نیازهایی دارم و خواستههایی . بماند که عادت کردهام که نیازهای اساسی را با چند کیلو سیبزمینی رایگان عوض کنم اما میخواهم حداقل این یادداشت را بنویسم تا اگر عملی نشد در کنار بقیهی خواستههایم به دیوار آرزوهایم بچسبانم .
آقای کاندیدا ؛ مشکل از همین جا شروع میشود . نمیدانم باید تا کی پیشوند لغاتی چون رئیسجمهور و کاندیدا، واژهی آقا باشد. اما خب چنین است. هنوز که هنوز است زنان را در میان (رجال) سیاسی آنچنان به رسمیت نمیشناسند. بماند. برویم سر اصل مطلب.

ما فکر میکنیم رئیسجمهور ایدهآل و آرمانی باید نگاهی داشته باشد به ریزترین اتفاقاتی که دور و برش میافتد . اتفاقاتی که شاید به اهمیت نان و آب و سیبزمینی نباشد ! اما میتواند حق طبیعی قشری را به آنها بازگرداند . وقتی صحبت از حق طبیعی میشود باید یادمان باشد که این حق تفسیرپذیر نیست و به همین معنا نامش را حق "طبیعی " گذاشتهاند .
از ابتدای انقلاب اسلامی در ایران ، باور و انتخاب مردم بر حضور آموزههای دینی در کشور سبب شد که مسئولان به فکر اصلاح اموری در کشور بیفتند . همه واقفیم که حضور دین در زندگی مردم به درک و اعتلای معنوی کمک بسزایی میکند اما مسئله این است که مجریان قانون با تفسیرهای متفاوت در دورهای کوتاه به جای اصلاحی عمیق بسیاری از مسائل را حذف کردهاند . یکی از همین مسائل بیشک ورزش زنان بوده است.
ورزش زنان میتوانست با مدیریتی صحیحتر ادامه پیدا کند. میتوانست با نگاهی موشکافانهتر رشد کند. میتوانست در جایگاهی باشد که لایق زنان ایرانیست. اگر همه معتقدیم مقام و منزلت زن باید محترم شمرده شود و اگر همه آن سخن ارزشمند حضرت محمد را در مورد پرداختن به ورزش خوانده باشیم پس باید نگاهی دوباره به تلفیق این دو دستور اسلام پرداخت. میدانید بعضی از تعابیر غلط چقدر زنان را از ورزش دور کرده است؟
آقایان کاندیدای ریاست جمهوری
ما نمیخواهیم همه چیز را عوض کنید و میدانیم که قدرتش را هم ندارید . تغییر اساسی هم نمیخواهیم . اما بیایید و نگاهی به روزهای گذشته داشته باشید .
چندی پیش تلویزیون دولتی عربستان دقایقی را به پخش یکی از مسابقات ورزشی زنان این کشور اختصاص داد . در ایران هم تمامی زنان در مسابقات داخلی و بینالمللی با پوشش اسلامی و تایید شده حاضر میشوند پس چرا حق آنان نیست که قهرمانیشان را از رسانهی ملی کشورشان شاهد باشند؟ این خاصیت رسانه است که به قهرمانان امید میدهد . اگر مشکل پوشش زنان است پس این لباسهای تایید شده در مسابقات کدام صیغهای است ؟ و اگر این لباسها مشکلی ندارد و صحبت همان مشکل همیشگی یعنی " تحریک پذیری " مردان است باید بحث کرد که این مردان کدام هستند؟
آیا مردان نیز متوجه توهینی که به آنان روا داشته میشود هستند یا نه. من فکر میکنم تعداد مردانی که با آن لباسهایی که پوشیدهتر از لباسهاییاست که زنان سرزمین من در کوچه و خیابان میپوشند، ممکن است تحریک شوند کمتر از انگشتان یک دست است و برای آن تعداد کم هم همگی آرزوی شفای عاجل داریم.
یادتان میآید زنان ایرانی چند بار جلوی ورزشگاه برای دیدن بازی تیم ملی کشورشان با ممانعت نیروهای انتظامی مواجه شدند ؟ رئیس جمهوری آن روزها گفت " سفارش کنید بخشی از مرغوبترین و امنترین مکانهای استادیومهای فوتبال را برای تماشای زنان فراهم کنند " آن صحبت در ابتدا با تعجب و خوشحالی زنان رو به رو شد اما پس از چندی فریاد مخالفت شنیده شد و این دستور ایشان کم کم یادمان و یادشان رفت . آیا زنان ایرانی حق نداشتند حداقل توضیح ریاست جمهوری را مبنی بر اجرا نشدن این دستور بشنوند؟ آيا این بیاحترامی به همان زنانی نبود که این حق طبیعیشان را فراموش کرده بودند؟
در مورد کمبود وسایل و امکانات ورزشی هم که سخن نگوییم نیکوتر است. کافیست روزی که سکان ریاست جمهوری را در دست گرفتید از سازمان تربیت بدنی گزارشی بخواهید. آنها یا با افتخار یا شرمسار (بستگی دارد روی سخن من با کدام از شما باشد) گزارش را به شما تحویل خواهند داد.
امیدوارم حتی بخش کوچکی از وظایف خود را که همانا پرداختن به ورزش زنان است به درستی انجام دهید و نیمی از این جامعه را خوشحال کنید .