شیرزنان - زهرا پورعزیزی: ما افراد را در بدن هایشان می بینیم و با توجه به خصوصیات ظاهری شان دسته بندی می کنیم. بدنی که ممکن است چاق، لاغر، متوسط، خوش اندام، بلند، کوتاه، معلول یا سالم باشد. اما آیا این دیدن افراد در بدن هایشان فارغ از هرگونه نابرابری صورت می گیرد یا در عینیت جامعه، برخی ابدان حذف شده و یا به دلایلی محو و کمرنگ می شوند؟
بدن زن در جامعه ی مردسالار نمی تواند نگریسته شود. بدن او به تمامی دارای نشانه های جنسی و توجه به آن غیر اخلاقی است. قلمروی بدن متعلق به زن نیست و او نمی تواند نسبت به بدن خود و چگونگی عرضه ی آن تصمیم بگیرد. مرزهای اخلاق و ایدئولوژی در جامعه ی مردسالار چنان عرصه ی این قلمرو را در حوزه ی خصوصی خانواده تنگ می کنند که تصمیم برای بدن از زن سلب شده و به محافظانش (پدر، شوهر، برادر، خانواده ی شوهر) واگذار می شود. اینجاست که پوشاندن یا عدم پوشاندن، چگونگی ظاهر شدن در حوزه ی عمومی و زنانه-زدایی کردن از بدن زن (زدودن همه ی نشانه های جنسی و شهوانی بدن زنانه) به تصمیم مرد صورت می پذیرد. چنین تصمیمی خواه ناخواه رنگی از سلطه و تفوق بدن و فکر مردانه در برابر زنانه دارد. تفکیک یکی از راهکارهای اساسی جامعه برای در کنترل گرفتن افراد است. مردم متمایز می شوند تا به راحتی در انقیاد جامعه قرار گیرند. تفکیک بدنی هم ریشه در این امر دارد. افراد به دلیل متفاوت بودن ابدانشان به انواع متفاوتی نگریسته می شوند، نیرومند یا ضعیف. جامعه به دلایل فرهنگی، ایدئولوژیک، اجتماعی و سیاسی میان بدن های آنها تفکیکی اغراق آمیز بنا می نهد که پیامدهای چنین امری در خود افراد نیز درونی می شود.
2.
ورزش به عنوان امری که به طور مستقیم با سلامت جسمی و روحی افراد ارتباط دارد، تحت تاثیر "قواعد فرهنگی بدن" قرار می گیرد که جامعه در افراد نهادینه می کند. ورزش موجب پرورش و حفظ سلامتی "بدن" فرد می شود و این بدن باید در حوزه ی جامعه امکان داشته باشد تا ورزش هم مجاز شمرده شود. دیدن پسر بچه هایی که در کوچه ها گل-کوچک بازی می کنند، مردان جوانی که در خیابان ها اسکیت یا دوچرخه سواری می کنند، پسرهایی که در محوطه ی پارک ها و اماکن تفریحی و دانشجویان و دانش آموزان پسری که در محوطه ی دانشگاه یا مدرسه به ورزش می پردازند، تصاویر ناآشنایی نیست. اما آیا در این تصاویر آشنا می توانیم به راحتی زن و دختر را جایگزین کنیم؟ این امر از این رو آشنایی زداست که نمایش بدن زن و ضرورت ورزش برای پروراندن و حفظ زیبایی و سلامت این بدن در حوزه ی عمومی جامعه امری خلاف قواعد فرهنگی ست. زن می تواند در اتاق، منزل، حیاط محصور خانه، باشگاه یا استخر سرپوشیده و محافظت شده به ورزش بپردازد تا مبادا نشانه های جنسیتی و زنانگی بدن اش بر نگاه غریبه ها آشکار شود و این حوزه ی خصوصی استتارشده لحظه ای پا به عینیت حوزه ی عمومی گذارد. از این روست شاید، که حتا در مسابقات ورزشی جهانی بانوان، نماینده های کاملا محجبه ی کشور هم شانس مورد تماشا قرار گرفتن را ندارند. چرا که حتا در ورزش حرفه ای هم، با وجود فراروی های بسیار این جامعه ی ایدئولوژیک مردسالار از قواعد حفظ "بدن زن"، نمایش نماینده های جنس مونث به خاطر زنده کردن تصاویر ناخودآگاه ذهنی از نمایش بدن زنانه و پیامدهای مغایر اخلاق جامعه، به سکوت، انزوا و قلمرو غیرقابل دیدنی ها رانده می شوند.
3.
سرکوب شاید تنها راه حل آزموده ی جامعه ی معاصر ایران نسبت به "زن و بدن اش" بوده است. بدنی که به مثابه "ناموس" جامعه است و باید از نگاه دور بماند و هر گونه فعالیتی برای زیبا یا سلامت نگه داشتن آن محکوم به مکانی دور از دید "بیگانه" و تحت محافظت است. عجیب نیست هرازگاهی در کنار فیلم های منتشر شده از محافل خصوصی، قلمرویی که دولت، قانون و سیاست نمی تواند به تمامی در آن حکومت کرده و حکم برانند، فیلم هایی هم از مکان های ورزشی و تفریحی زنانه منتشر می شود. سرکوب اینجا به راه حل نفوذ انجامیده است. عطش برای دیدن "زن در بدن اش"، زنی بی نام و نشان که تنها ویژگی زن-بودگی اش برجسته است، به چاپ و تکثیر این فیلم ها منجر می شود. این علامتی برای جامعه است، برای آنها که ناموس تلقی می شوند و آنها که نگهبان ناموس. اعمال سرکوب برای همه ی افراد بدیهی شده است. زنان، حتا خود نیز به این سرکوب، این محافظت همه جانبه از "بدن" خود خو کرده اند. امری که زن را از سوبژکتیویته ی فعالیت و در تحرک در حیات اجتماعی انسانی به ابژکتیویته ی انفعال، سکون و عدم تحرک می کشاند و هزاران تصمیم گیرنده بر "بدن" خویش – دولت، جامعه، مرد و حتا هم جنس خود - را در قلمروی عرف، فرهنگ و قانون به شمار می آرد.
16 خرداد 1388
ورزش : عمومی