یادداشت

خانه > یادداشت > خدایا، برانکوی دیگری برسان!

شماره ۱۱

خدایا، برانکوی دیگری برسان!

23 تیر 1386

ورزش : ژیمناستیک

شیرزنان- سولماز شریف:سال 81 اولین باری بود که برانکو ایوانکویچ را برای هدفی متفاوت از پوشش اخبار ورزشی از نزدیک می دیدم.قبل از آن چند بار وی را در دفتر روزنامه و یا در محل تمرین تیم ملی که نزدیک به سالن یکی از تیمهای ملی زنان در استادیوم آزادی بود،دیده بودم اما آن روز برایم بسیار جالب بود که چرا سرمربی کروات تیم ملی فوتبال آقایان ایران علاقه مند است تا بیشتر در مورد دختر 15 ساله ژیمناست بداند که در محل تمرین تیم ملی ژیمناستیک دختران ایران دچار حادثه شد.وی که اخبار را پیگیری می کرد و خوانده بود که از نزدیک روند درمان ژیمناست جوان و خانواده اش را دنبال می کنم،اطلاعات بیشتری درباره او خواست.


گفتم: فاطمه حسین پور دختری است 15 ساله،پرجنب و جوش که بسیار به ژیمناستیک علاقه مند است و با تلاش بسیار خود را به تیم ملی رسانده و در آن سطح موفق است. او در کرج زندگی می کند و معنایش این است که راه بسیار بسیار طولانی را برای انجام تمریناتش و به روز بودن با تیم ملی طی می کند.

به برانکو گفتم: در سالن شهید شیرودی تهران یعنی درست بیخ گوش فدراسیون(در آن زمان هنوز فدراسیونها از خیابان مفتح جنوبی به مجموعه انقلاب نقل مکان نکرده بودند) بر اثر تمرینات و استاندارد نبودن اسباب ژیمناستیک از روی تشکچه پرش خرک افتاد و دچار حادثه ای جدی شد.او قطع نخاع شد! و اکنون مراحل درمان را می گذراند چرا که خانواده اش اصرار دارند تمام مراحل ممکن در علم پزشکی را باید طی کنند تا شاید راهی برای بازگشت دوباره توان پاهای فاطمه بیابند.حداقل در حد راه رفتن.

به برانکو گفتم که مادر فاطمه می گوید: زور دارد. به خدا زور دارد.این دختر یک پارچه آتش بود.جایی بند نمی شد و تمام مدت در حال جنب و جوش بود.چطور اکنون او را تمام مدت بر روی تخت،بیمار و افسرده ببینم؟ اگر زخم بستر او را از پای در نیاورد،افسردگی اش اینکار را خواهد کرد.

آری فاطمه بر اثر خوابیدن بسیار در تخت دچار زخم بستر شده بود که بسیار آزارش می داد و به شدت از لحاظ روحی لطمه خورده بود چون خودش قبل از هر کس حتی خانواده اش فهمیده بود دیگر هیچگاه نمی تواند راه برود.نمی تواند بالانس بزند و 180 باز کند.حتی توان پرش آهو زدن هم نخواهد داشت! او حق داشت.تلخ است.افسردگی هم دارد.

گمان می کردم تراژدی این داستان است که برای سرمربی تیم ملی فوتبال در اوج امور روزانه اش جالب است اما سوالی که او پرسید مرا به خود آورد:"درس چه؟ درس می خواند؟ "

- چه؟ درس؟ در این شرایط؟ نه.نمی خواند. به فکر درمان است.در واقع مادرش بسیار بی تاب است.اصرار دارد فاطمه را به لندن بفرستد.نمی دانم از کجا باخبر شده بیمارستانهای لندن می توانند دخترش را تحت عمل جراحی قرار دهند و او اکنون تمام تلاشش را دارد انجام می دهد.اما پولش را ندارد و فدراسیون و هیات ژیمناستیک بانوان(قبل از ادغام هیات ها با فدراسیون ها) تنها برای عیادت آمدند و هر از گاهی سری می زنند ،روحیه ای می دهند و در حد توان خود به امور درمانی فاطمه می رسند اما این توان اصلا برای روند درمان فاطمه کافی نیست.او به دکترها متخصص نیاز دارد و به ارتوپدی پیشرفته.حال نیز به سفر خارج نیاز دارد برای درمان اما آنان می گویند،دکترها به ما گفتند این کار بی فایده است!

به مادر و دختری گفتند راه درمانی وجود ندارد.اگر چه خانواده حسین پور نیز با دکترهای دیگری مشورت کرده بودند اما در صورت صحت داشتن این ادعا نیز،گفتنش به این خانواده دل می خواهد به خدا!

هر چه می دانستم و به نوعی تمام مکالماتم را با این خانواده و افراد مرتبط با این ماجرا را به چلنگر گفتم و او به برانکو ایوانکویچ.هنوز نمی دانستم چه چیز این ماجرا برایش جالب است و چرا از درس وی پرسید که خودش سوالاتم را پایان داد:"می خواستم خواهش کنم از خانواده این دختر شماره حسابی بگیرید و بهشان بگویید یک نفر هزینه تحصیل در خانه این دختر را می پردازد مشروط بر آنکه این مبلغ تنها هزینه تحصیل وی شود."

- یک نفر؟ یعنی نام نبرم؟

- "نه لطفا.ضرورتی ندارد.شما خود پیگیر باشید که حتما درسش را ادامه دهد!"

سکوت و بعد - چرا تحصیل فاطمه برایتان مهم است؟

- "ورزش همیشه با حادثه روبروست و هستند شرایطی اینچنین که مسئولین در حد نیاز خانواده ورزشکار رسیدگی نمی کنند.حال یا واقعا نمی توانند یا هر چیز دیگر فرقی در درد آن خانواده و خود ورزشکار نمی کند.اما اینکه مادر فاطمه همه تلاشش را می کند به این دلیل است که تاب دیدن افسردگی فرزندش را ندارد.فرزندش بی تاب است چون از حرکت باز مانده و تا بتواند توانی برای شرکت در ورزشهای معلولین را بیابد،بسیار زمان می برد.در این دوران او باید به زندگی باز گردد و این کار از طریق تحصیل امکانپذیر است.او باید با موضوعی سرگرم باشد.موضوعی جدی که به او هدف دهد.مثل درس.درس خواندن که پا نمی خواهد!"

دقیق به صورتش نگاه کردم.دختری و پسری جوان دارد و از آنان دور است.چه خوب که او اینجاست.چه خوب که با دنیای ورزش آشناست و چه بد که در این مدت، با روند اینگونه کارها در ایران آشنا شده است.حتما ناگفته پیدا بوده اند! تشکر کردم و آمدم.با خانه فاطمه تماس می گیرم و بر خلاف معمول، خود وی را می خواهم تا صحبت کنم.به جز بار اول،دیگر با او تلفنی صحبت نکردم.توانش را نداشتم.سخت است.خیلی هم سخت است! به او می گویم: به کسی قول داده ام نامش را نبرم اما این قول را می شکنم.برانکو ایوانکویچ شخصا داستان تو را پرسید و پیگیری کرد.حال می خواهد مبلغی را برایت ماهیانه بفرستد تا تو ادامه تحصیل بدهی.او گفت ورزش حرفه ای از این مسایل بسیار دارد.باید درس بخواند و به زندگی باز گردد.

می دانستم اگر چنین نامی پشت اینکار نباشد، برای قهرمان کوچک ما که فکر می کند فراموش شده، انگیزه ای ایجاد نخواهد شد.پس نامش را گفتم و تاکید کردم که هیچ خبرنگاری نباید بفهمد. خواست خود اوست.حدسم درست بود.فاطمه از همان ماه درس خواندن را شروع کرد.اگرچه تا آخرین خبری که از وی داشتم(سال 82) هرگز به لندن نرفته بود و مادرش باور داشت که اگر فدراسیون هزینه سفرش را تهیه می کرد،فاطمه می توانست راه برود.یک سال بعد روزنامه خبرورزشی از قول مادر فاطمه نوشته بود که برانکو ایوانکویچ به دختر ژیمناست آسیب دیده ایرانی برای ادامه تحصیل کمک می کند.

هفته پیش این خبر را خواندم و گفتم:خدایا برانکویی تازه برسان!

متن خبر به نقل از ایسنا چنین است:

ورزش قهرمانی در ایران حماقت است.مطمئنم دیگر نمی توانند ژیمناستی مانند دخترم بیابند.

"مجهز نبودن سالن ژیمناستیك شیرودی تهران باز هم حادثه آفرید.به گزارش خبرگزاری ایسنا، حدود پنج سال پیش در جریان تمرینات تیم ملی ژیمناستیك بانوان ایران حادثه‌ای به دلیل تجهیز نبودن سالن‌ تمرین شیرودی رخ داد. در آن روز فاطمه حسین‌پور، یكی از نفرات اصلی تیم ملی هنگام تمرین روی قسمتی از سالن كه تشك نداشت، فرود آمد و از ناحیه‌ی گردن قطع نخاع شد.

حسین پور هنوز از دریافت برخی حقوق خود محروم است، این خاطره‌ی تلخ به مرور زمان در حال فراموش شدن بود كه بروز حادثه‌ای مشابه دیگر نشان داد تا بیش از پیش باید در خصوص استاندارد سالن‌های ژیمناستیك تردید كنیم.

15 تیر ماه 86 در سالن ژیمناستیك شهید شیرودی "فاطمه اكرمی" قهرمان ایران و تورنمنت بین‌المللی ساری در حال پرش از روی خرك بین چاله و پیست فرود آمد. پس از این حادثه مچ پای چپ اكرمی از سه نقطه دچار شكستگی شد.برای اطلاع از وضعیت فاطمه اكرمی ایسنا با مادر او گفت‌وگویی انجام داده كه در زیر می‌آید:

- حادثه‌ چگونه اتفاق افتاد؟

فاطمه در ورزشگاه شیرودی در حال تمرین بود. در حال انجام پرش از روی خرك بود كه در هنگام فرود بین چاله و پیست فرود آمد و در همان لحظه مچ پایش شكست. پس از مراجعت به پزشك گفت كه سه نقطه پای او شكسته است و جراحی شد. پزشكان گفته‌اند كه حداقل 6 ماه طول می‌كشد تا پایش بهتر شود.

- وضعیت فاطمه چطور است؟

از لحاظ جسمانی یك مریض روی تخت خوابیده با پای شكسته تعریفی ندارد. به احتمال زیاد طی چند روز آینده مرخص می‌شود. اما، او دیگر آن فاطمه قبل نیست.

- مسوولان فدراسیون ژیمناستیك برای ملاقات آمدند یا نه؟

محتشمی رییس و تقوایی نایب رییس بانوان فدراسیون از فاطمه ملاقات و قول همكاری لازم را دادند. هم‌اكنون برای ما مهم‌ترین چیز خوب شدن سریع‌تر فرزندمان است.

- امكانات سالن اختصاصی ژیمناستیك ورزشگاه شیرودی چگونه است؟

امكانات این مجموعه بسیار ضعیف است و این مساله را بارها به مسوولان فدراسیون اطلاع داده بودیم اما، هیچ كاری برای تجهیز این سالن انجام ندادند. با این كارها با جان بچه‌های مردم بازی می‌كنند. برای تجهیز سالن گفتند كه بگذارید شهریه‌های ترم تابستان را بگیریم، بعد فكری می‌كنیم. حركتی كه فاطمه روی زدن آن دچار مصدومیت شد در ایران تنها به تعداد انگشتان یك دست می‌توانند اجرا كنند و مطمئن هستم كه نمی‌توانند ژیمناستی مانند دخترم را تربیت كنند. با این اوضاع سالن‌ها و رسیدگی مسوولان، كار قهرمانی كردن در ایران حماقت است.

جوابگوی اصلی چنین اتفاقاتی مربی است-نامه خانواده ها را خواندم اما چقدر می توان به خواسته آنها عمل کرد.

احمد محتشمی، رییس فدراسیون ژیمناستیك نیز در این رابطه به خبرنگار ایسنا گفت: این حادثه‌ی تلخ مقداری طبیعی است. به هر حال كار قهرمانی سخت است و مشكلاتی دارد. البته وضعیت تجهیزات سالن و شرایط مربی هم در این مساله دخیل هستند. طبق قانون جوابگوی اصلی چنین اتفاقاتی مربی است.

وی افزود: پیست سالن پایین ورزشگاه شیرودی مشكل داشت كه ما برای بانوان ملی‌پوش سالن بالا كه مجهزتر بود را در نظر گرفتیم. ولی ظاهرا مربی‌شان از قبل هماهنگ نكرده بود.

رییس فدراسیون ژیمناستیك با تاكید بر این‌كه فاطمه اكرمی قطعا دوباره می‌تواند ورزش كند، خاطرنشان كرد: او در زمان رشد است و به زودی شكستی پایش ترمیم می‌شود. مشكل خاصی وجود ندارد. از سوی دیگر ما تلاش كردیم تا بهترین پزشكان درمان او را برعهده بگیرند.

محتشمی درباره‌ی ارسال نامه‌ی برخی از والدین ژیمناست‌ها برای تجهیز سالن شیرودی گفت: آنها درخواست كرده‌اند اما، چه‌قدر می‌توان به خواسته آنها عمل كرد. بازسازی سالن به هیات تهران برمی‌گردد و تجهیز سالن به اعتبار نیاز دارد.

از سولماز شریف

23 تیر 1386

ورزش : ژیمناستیک

پاسخ به اين مقاله

1 پيام

  • خدایا، برانکوی دیگری برسان!

    9 ژانويه 2009 12:29, بوسيله ى اهورا
    سلام من خودم زمانی یک ژیمناست بودم از سن 6 سالگی مابعد از سقوط از بارفیکس وعیب کردن کمرم دیگر زیمناستیک را رها کردم و حالا که 26 سالمه مربی همین رشته کذایی شده ام که باید با بسم الا..وارد شده به سالن وبا صلوات خارج بشم چرا چون تربیت بدنی برای فوتبال وزمین چمن برای والیبال وبرای حتی کونگ فو وغیره....بوجه برای تعمیر وتجهیز دارد ولی به ورزش ژیمناستیک که میرسند اعتبارت کم میاد سالنها سقفشون کوتاه میشه ومربیا هم اب میرن چون تا بچه دستش میشکنه یقه مربی را میچسبند چرا این تور شد والا که من دیگه خسته شدم اگر این سالها تکواندو کار کرده بودم الان هادی ساعی شاگرد من بود بیخیال .....موفق باشید برای فاطمه هم ارزو ی سلامتی میکنم دوست دارم بدونه من هم تعم بیمارستانو چشیدم یاهو

    پاسخ به اين پيام

بالای صفح