گفت و گو
گفت و گوی اختصاصی شیرزنان با پدیده ورزشی یزد- قسمت اول
ركاب زدن در سياره مذكرها
شیرزنان- فهيمه خضر حيدري: شهر يزد با يك ميليون جمعيت، دستكم نسبت به تهران، كمترافيك است و در بافت امروزينش كه مثل بافت نوين ديگر شهرهاي ايران نامتوازن و نازيباست، خيابانهاي وسيعي دارد. با وجود اين گاه ميشود كه همه ماشينها براي دقايقي در ترافيك بمانند يا پشت چراغ قرمز به انتظار صف بكشند. تعداد زنان راننده كم نيست و ظاهرا رانندگي زنان در سالهاي اخير رشد قابلتوجهي هم داشته است اما زني كه «دوچرخهسوار » باشد و بياعتنا به فضاي اطرافش ، خيلي راحت و عادي در كنار ساير وسايل نقليه ، پشت چراغ قرمز ايستاده باشد فقط يكي است.
«خانم ارشد» در تمام شهر يزد تنها يكي است. او تنها زني است كه چارچوبهاي تنگ محيط پيرامونش را از سالها پيش ناديده گرفته ، از خيلي از خطوط قرمز گذشته و تصميم گرفته كه تمام رفت و آمدهايش را در شهر مردانه يزد با دوچرخه انجام دهد. مانتوي گشاد آبيرنگي كه به تن دارد تا زير زانوانش را پوشانده. مقنعهاش هم سفت و سخت است و مو از درزش بيرون نميزند. كفش ورزشي راحتي به پا دارد و سبكبار و رها با قيافهاي جدي و محكم ركاب ميزند. دوچرخهسواري در شهر و ميان عموم مردم را از چهار سال پيش آغاز كرده و در طول اين سالها اگرچه فراز و نشيبهاي زيادي را پشت سر گذاشته و كارش حتي به اختلافات و چالشهاي خانوادگي هم رسيده اما هرگز ركاب زدن را كنار نگذاشته است.
تند حرف ميزند و با 41 سال سن ، تر و فرز و جوان و بانشاط از بلندپروازيهايش و از علاقهاش به ورزش ميگويد.خيلي زود – تقريبا دز اولين جملههايي كه ميانمان رد و بدل ميشود – تكليفش را با مقوله فمينيسم روشن ميكند و انگار كه اتهام بزرگي را از خود دور كرده باشد، ميگويد : «در شهر يزد كه هنوز خيلي از مناسبات سنتي است، مردم و بيشتر از همه مردان ميگويند كه من فمينيست هستم. در حالي كه اين طور نيست. من به هيچ وجه فمينيست نيستم.»
+ادامه