گفت و گو

خانه > گفت و گو > ایران، تنها دارنده تیم ملی کوهنوردی در دنیاست

شماره ۷۲

گفت و گوی شیرزنان با سرپرست تیم ملی کوهنوردی بانوان

ایران، تنها دارنده تیم ملی کوهنوردی در دنیاست

13 مهر 1387

ورزش : کوهنوردی/سنگنوردی

شیرزنان- شبنم شکوریان: سالها از روزی که نخستین عکس یک زن کوهنورد ایرانی توسط چند کوهنورد آلمانی در ارتفاعات توچال گرفته شد و تعجب همه را برانگیخت، می گذرد. زنان ایرانی طی این سالها پیشرفت زیادی در این عرصه داشته اند و توانسته اند با وجود محدودیت ها و کمبودها، به موفقیت هایی در زمینه کوهنوردی برسند. آنها در سال 82 موفق به صعود به قله اورست شدند. موفقیتی که برای جامعه زنان ایرانی افتخار بزرگی بود.

زنان کوهنورد کشورمان اینبار عازم نپال شدند تا به قله 7 هزار و پنجاه و هشت متری جیاجی خانگ درمنطقه هیمالیا صعود کنند. شیرزنان نیز به فاصله چند ساعت مانده به اعزام، به سراغ کوهنوردان رفت و در حالی که اعضای تیم ملی، خودشان رابرای رفتن آماده می کردند، گفت و گویی با پوریا پرچمی (سرپرست تیم ملی کوهنوردی بانوان) انجام داد .پرچمی که کوهنوردی را ازسال 56 آغاز کرده، مطالعات زیادی را در زمینه کوهنوردی و یخ نوردی داشته و سال ها به قلل مختلف ایران صعود کرده است. او که 35 سال سن دارد، سال هاست به عنوان مربی و سرپرست تیم ملی بانوان با فدراسیون کوهنوردی همکاری می کند و در 5 مرحله اردوی آمادگی بانوان برای صعود به جیاجی خانگ حضور داشته است. پوریا معتقد است با وجود تمام پیشرفت هایی که زنان کوهنورد داشته اند، هنوز با مشکلات و کمبودهای زیادی مواجه هستند.


گفت و گو را از وضعیت بانوان کوهنورد شروع کنیم. خیلی ها معتقدند که بانوان کوهنورد شرایط خوبی ندارند و امکانات کافی در اختیارشان نیست. شما چند دوره با بانوان کار کرده اید و در حال حاضر هم به عنوان سرپرست تیم ملی بانوان کار می کنید. فکر می کنید جایگاه بانوان کوهنورد ایرانی کجاست؟

متاسفانه مثل تمام ورزشکاران زن ایرانی شرایط و امکانات برای بانوان کوهنورد فراهم نیست. بسیاری از زنان به کوهنوردی علاقه دارند اما شرایط برای آنکه بتوانند در این زمینه پیشرفت کنند مهیا نیست. وضعیت زنان در تهران بهتر از شهرستان ها است. در برخی از شهرستان ها اینکه زنی بخواهد کوله پشتی بردارد و در شهر قدم بزند یا اینکه بخواهد کوهپیمایی کند، اصلا تعریفی ندارد.

با توجه به اینکه تجربه حضور در تیم آقایان را هم داشته اید، فکر می کنید می توان امکانات و توان مردان و زنان کوهنورد را با هم مقایسه کرد؟

به هیچ وجه. زنان نسبت به مردان خیلی ضعیف ترند. شرایط مردان از زنان بهتر است. امکانات بیشتری در اختیارشان است و مربیان کارآمدتری هم در کنار تیم مردان وجود دارد.

کلا چند مربی زن کارآمد در عرصه کوهنوردی وجود دارد؟

مربی زن داریم اما تعدادشان خیلی کم است. به خصوص در عرصه مربیگری صخره نوردی و یخ با کمبود مربی مواجه هستیم. در شهرستان ها این کمبودها بیشتر هم هستند. در عرصه ملی هم متاسفانه مربیان زن خوب در حد انگشتان یک دست هستند. قبلا مربیان زن کارآمد داشتیم که به نظر می رسد حالا درگیر زندگی خودشان شده اند و کمتر کار می کنند.

برای تربیت نیروهای جدید کاری انجام نشده است؟

متاسفانه هنوز که این کار انجام نشده و در حال حاضر ما نیروی جدید برای جایگزین شدن نیروهای پیشکسوت و قدیمی نداریم.

برچه اساسی فدراسیون تصمیم به اعزام بانوان به قله جیاجی خانگ گرفت؟

از سال 86 فدراسیون برنامه داشت تا دو اعزام 7 هزار متری در بخشهای بانوان و آقایان داشته باشیم که این قله هم یکی از قلل 7 هزار متری است.

تیم بانوان 5 مرحله اردوی آمادگی داشت. در خصوص این 5 مرحله بگویید و اینکه بر چه اساسی اعضای تیم ملی انتخاب شدند؟

هفته ی اول تیرماه بود که نخستین فراخوان را دادیم. در سطح کشور 71 نفرثبت نام کردند. نخستین اردو در ارتفاعات پلنگ چال برگزار شد که از میان 71 نفر، 27 نفر انتخاب شدند.

شرکت کنندگان در فراخوان بیشتر از تهران بودند یا شهرستانها؟

از بسیاری از شهرستان ها هم شرکت کننده داشتیم. از شهرهای شمالی تا شهرهای جنوبی. خوشبختانه علاقه مندان به این رشته در ایران زیادند.

گفتید که از مجموع 71 نفر شرکت کننده، 27 نفر در مرحله اول شرکت داشتند. ملاک انتخاب این 27 نفر چه بود؟

صعود به قله جیاجی خانگ معادل با مدال نقره آسیایی است

موارد مختلفی را مدنظر داشتیم. کلا برای صعود به هر قله ای فاکتورهای اصلی از جمله استقامت، قدرت بدنی، تکنیک کوهنوردی، کارهای تیمی، اخلاق و خویشتنداری در مواقع مختلف مدنظر قرار می گیرند. در هر اردویی، ما سعی می کنیم شرایط منطقه را ایجاد کنیم تا بنابر سختی ها افراد را انتخاب کنیم. بهتر بگویم؛ تنها کسانی می توانند در اردو ها بمانند که از لحاظ جسمی و روحی در شرایط خوبی باشند و بتوانند طاقت بیاورند.

بعد از انتخاب 27 نفر به کجا رفتید؟

اردوی بعدی درکوههای شمال تهران برگزار شد و نسبت به اردوی اول سنگین تر بود. ما از دربند بالا رفتیم و از شهرک مخابرات پایین آمدیم. تقریبا اصل خط الراس شمال تهران را که می بینید، طی کردیم.

در اردوی دوم ریزش نداشتید؟

اصل برگزاری این اردوها، آمادگی بچه ها و در عین حال غربال کوهنوردان بود. ما در این مرحله هم ریزش داشتیم. 17 نفر در این مرحله انتخاب شدند و به اردوی سوم رسیدند.

اردوی سوم در کجا برگزار شد؟

اردوی سوم در ارتفاعات فشم بود.اردوی خیلی سنگینی در آنجا داشتیم و 12 نفر را انتخاب کردیم که به اردوی چهارم در دماوند رسیدند. کار در دماوند از همه جا سنگین تر بود. قله 5 هزار و صد متری را یکروزه طی کردیم. در این مرحله، تیم به آمادگی خوبی رسیده بود. تصمیم گرفته شد که در این مرحله ریزشی نداشته باشیم. ما اردوی پنجم را در سبلان برگزار کردیم و به این نتیجه رسیدیم که پیش از ریزش نهایی، این 12 نفر بتوانند تجربه دیگری برای کوهنوردی در اردوی پنجم داشته باشند.

در آخرین مرحله 8 نفر برای صعود انتخاب شدند. از ابتدا قرار بر این بود یا در طول اردوها به این نتیجه رسیدید؟

از ابتدا قرارمان کمتر از این تعداد بود. قرار بود 5-6 نفر اعزام شوند. اما در طول اردوها به این نتیجه رسیدیم که 8 کوهنورد اعزام شوند.

صعود چه مدت طول می کشد؟

حدودا یکماه.

تجهیزات و امکانات کافی در اختیار تیم قرار دارد؟

بله. وسایل مربوط به مسیر صعود مثل چادرها، طناب و سایر وسایل را فدراسیون در اختیارمان گذاشته است.

کلا هزینه سفر تیم بانوان به نپال چه قدر است؟

دقیقا نمی دانم اما این را می دانم که هزینه کم نیست. بد نیست این را بدانید که ایران تنها کشوری است که تیم ملی کوهنوردی دارد و این هم به دلیل هزینه های بالایی است که صعودهای کوهنوردان دارند. هزینه ها تا اندازه ای بالاست که کمتر کسی استطاعت تامین مخارج این صعودها را دارد.

پس اینطور که می گویید کوهنوردی ورزش گرانی است؟

از دربند بالا رفتیم و از شهرک مخابرات پایین آمدیم

بله خیلی ورزش گرانی است. تهیه تجهیزات کوهنوردی برای هر نفر ممکن است 6-7 میلیون خرج داشته باشد. تنها یک کفش برای صعود به کوههای منطقه هیمالیا معادل 600 -700 هزار تومان است. من اطلاع درستی از سایر ورزشها ندارم اما فکر می کنم به نسبت خیلی از ورزش ها، کوهنوردی ورزش گرانی است. ضمن آنکه وسایل و تجهیزات هم عمری ندارند و پس از مدتی باید مجددا خریداری شوند.

با توجه به این هزینه های بالایی که می گویید این ورزش دارد فدراسیون به تنهایی می تواند از پس مخارج برآید؟

خوشبختانه در چند سال اخیر نگاه عموم به کوهنوردی تغییر کرده است و در اکثر صعودها اسپانسر داریم. اگر تعداد اسپانسرها زیاد شود، برای تیم ها هم بهتر می شود.

اعضای تیم، پس از صعود حقوق یا پاداشی دریافت می کنند؟

ما صعود به هر قله ای را با یک مدال معادل سازی کرده ایم. مثلا صعود به قله جیاجی خانگ معادل با مدال نقره آسیایی است و بعد از صعود، سازمان برای صعودکنندگان جوایزی درنظر می گیرند.

به عنوان آخرین سوال اگر دختری بخواهد به طور حرفه ای کوهنوردی را دنبال کند، از چه راهی می تواند؟

ما در هر شهری، یکسری گروههای کوهنوردی داریم. افراد علاقه مند می توانند از طریق ارتباط با این گروههای کوهنورد وارد این ورزش شوند.

برای افرادی که هیچگونه آشنایی با گروههای کوهنوردی ندارند، بگویید چگونه می توان این گروه ها را در شهرها پیدا کرد؟

تمام این گروهها، دفتر و تشکیلاتی دارند. برای آشنایی با این گروهها، افراد علاقه مند می توانند به هیات های کوهنوردی شهرها مراجعه کنند و شماره و محل دفتر گروههای کوهنوردی را از هیات کوهنوردی بگیرند. علاوه بر این فدراسیون هم معمولا دوره های آموزشی در زمینه کوهنوردی و سنگنوردی در درجات مختلف برگزار می کند که علاقه مندان می توانند از آن استفاده کنند.

پاسخ به اين مقاله

2 پيامهاى سخنگاه

  • ایران، تنها دارنده تیم ملی کوهنوردی در دنیاست

    11 اكتبر 2008 12:32, بوسيله ى یک سنگنورد
    اولا تا جایی که به من مربوط میشه کوهنوردی که ورزش قهرمانی نیست تا تیم ملی هم داشته باشه ...؟ دوما فعلا که بودجه سنگنوردی داره به حساب کوهنوردی ریخته میشه ؟ سوما اصلا چرا باید فدراسیون تفکیک نشه و حداقل تکلیف صعودهای ورزشی مشخص نشه ؟

    پاسخ به اين پيام

  • سلام من از نقرات شركت كننده در اين اردو هستم مصاحبه بسيار خوبي بود و سوالات بسيار مناسبي كرده بوديد. كوهنوردي در تمام دنيا نه يك ورزش كه يك ماجراجويي به حساب مي آيد. كشورهاي ديگر فدراسيون كوهنوردي ندارند ولي بودجة‌ خوبي از سازمانهاي ورزشي به باشگاه هاي كوهنوردي داده مي شود. به هرحال با صعود هركوهنورد به قله هاي مطرح دنيا نام كشور آن كوهنورد حتي بيش از نام خود او به ياد جهانيان مي ماند.

    پاسخ به اين پيام

بالای صفح