گفت و گوی شیرزنان با ملی پوش نوجوان بدمینتون ایران
15 تیر 1387
ورزش : بدمینتون
شیرزنان- الهه حبیبی: رها رادافشار (عضو تيم ملي جوانان بدمينتون ایران) دقيقا مصادف با روز تولدش يعني 23 تير ماه عازم مالزي است براي شركت در مسابقات زير 19 سال آسيا. 16 ساله و حدود سه سال است كه براي تيم ملي ايران بازی می کند. در مسابقات غرب آسيا در بحرين به همراه تيماش مقام اول را به ارمغان آورد و در طي سالهاي گذشته در مسابقات مختلف كشوري مقامات زيادي را كسب كرده است.
رها دختري است ريزنقش اما پررنگ و به هر حال يكي از اميدهاي ورزش قهرماني ايران. وقتي براي مصاحبه با او به سالن تمريناش ميرویم، مشغول تمرين با لباسهاي اسلامي هستند. ميگويد بايد به آنها عادت كند. با او مصاحبهاي داشتم در مورد خودش،رشته بدمينتون و تجربههاي ورزشي و زنانهاش.
بدمينتون را از چندسالگي شروع كردي؟
از تابستاني كه به كلاس چهارم ميرفتم يعني 9 سالگي. وقتي پنجم ابتدايي بودم، رفتم براي مسابقات كشوري. 13 سالم بود که تيم ملي نوجوانان و جوانان را باهم تشكيل دادند و من به عنوان كوچكترين عضوشان، براي اولين بار انتخاب شدم. از آن سال تيم نوجوانان و جوانان از هم جدا شد و من براي تيم نوجوانان انتخاب شدم.
چرا بدمينتون را انتخاب كردي؟
پدر من خيلي اهل ورزش هستند. آنموقع خيلي از ورزشها را انجام ميداد. كاراته، بسكتبال، پينگپنگ و بدمينتون. من هم وقتي 5 سالم بود، دو سال ژيمناستيك كار كردم. سه ترم پينگ پنگ بازي كردم. شنا رفتم و كاراته را هم امتحان كردم با پدرم. بدمينتون را هم بازي كردم و تشخيص دادم كه اين رشته را از همه بيشتر دوست دارم.
در رشته شما وزن و قد مهم است؟
براي يك سري از ضربهها قد بلند خيلي خوب است ولي در كل هرچه آدم كوچكتر باشد بهتر در زمين حركت ميكند. يعني قدش كوتاه تر باشد بهتر حركت ميكند.
تو چند كيلويي و قدت چقدر است؟
من 52 كيلو هستم و قدم 160 است. همهي بچههاي ما در همين حدود هستند.
الان كلاس چندم هستي و رشته تحصيلي ات چيست؟
من الان سال دوم دبيرستان را تمام كرده ام. رشته ام رياضي است.
با درسها چطوري؟ مثل ورزش بيستند؟
درسم بد نيست. اما من هر روز تا ساعت سه مدرسه بودم و تمرينم از ساعت4 شروع ميشد تا 7. وقتي ميرفتم خانه آنقدر خسته بودم كه درس خواندن خيلي سخت ميشد. معدلم خيلي خوب نيست اما درسهايم را تا جايي كه ميتوانستم ميخواندم. بقيهي بچههاي تيم هم همينطورند.
برنامه روزانه تو چطوري است؟ چند ساعت تمرين داري و بقيه روز را چه كار ميكني؟
ما هر روز دو بار تمرين داريم. يك بار صبح و يك بار بعد از ظهر. يا 7:30 تا 9:30 است يا 8:30 تا 10:30. بعد از ظهرها هم گاهي 1 تا 4 و يا 4 تا 7 كه بستگي به برنامه فدراسيون دارد. بعد از تمرين صبح با آژانس ميروم خانه و دو باره بعد از ظهر ميآيم. اما بقيه بچهها در خوابگاه فدراسيون ميمانند و استراحتميكنند و شبها ميروند. ظهرها كه ميروم خانه بيشتر اوقات ميخوابم چون اگر نخوابم براي بعد از ظهر ديگر توان ندارم. اما غروب كه برگشتم خانه ديگر نميخوابم چون شب خوابم نميبرد. ساعت 12 شب ميخوابم.
و فردا صبح دوباره همين برنامه را پياده ميكني؟ خسته نميشوي؟
نه. چون الان بازيهاي مالزي در راه است و ما يك هدفي داريم به همين دليل خسته نميشوم.
شغل پدر و مادرت چيست؟
مادر من متخصص ارتودنسي و پدرم ليسانس عمران است.
آنها هم اهل ورزش اند؟
بله. مادر من خيلي درسخوان بود. اما ورزش هم ميكرد. در دانشگاه جودو كار ميكرده و يك بار هم در كشور سوم شدند. پدرم هم كه گفتم. در كل ما يك خانواده ورزشي هستيم. عمه من بدمينتون را به طور حرفهاي بازي ميكرد و به خاطر آسيبي كه ديد بازي را کنار گذاشت. عمه ديگرم هم پينگپنك را در حد حرفهاي بازي ميكند. عموهايم هم در رشته شنا هستند.
پس ورزش در خانواده خيلي مهم بوده كه حالا تو اينجا هستي؟ خودت فكر ميكني نقش پدر و مادرت در اينكه تو به اينجا برسي و استعداد خودت را كشف كني چقدر بوده؟ چه كسي باعث شد تو اين رشته را انتخاب كني؟
من واقعا خودم اين رشته را انتخاب كردم. نقش آنها اين بود كه من را به ورزشهاي مختلفي بردند. مثلا وقتي در 5 سالگي به ژيمتاستيك ميرفتم، مادرم هميشه من را ميبرد، سر كلاسم ميماند و نگاه ميكرد و من را برميگرداند. آنها به من اجازه دادند كه ورزشهاي مختلف را امتحان و آن چيزي را كه ميخواهم انتخاب كنم.
مادرت نگران درسخواندن تو نيست؟
چرا. او هميشه به من ميگويد اول درس و بعد ورزش. من هم مي خواهم سعي كنم كه هر دوتاي آنها را در كنارهم داشت باشم.
اگر كسي بخواهد مثل تو اين ورزش را شروع كند- مثلا يك دختر 9 ساله، فكر ميكني بايد پول زيادي را بپردازد؟ تو با كلاسهاي خصوصي شروع كردي؟
نه. من در كلاسهاي عمومي با بقيه تمرين ميكردم. دو سال اول هزينه كلاسهايم را پدر و مادرم دادند. وقتي مربي ام بازيام را ديد من را به يك مربي تيم ملي معرفي كرد وگرنه من كلاس خصوصي نرفتم. كلاسهاي خصوصي هم هست كه هزينهاش خيلي زياد نيست و همه ميتوانند بيايند.
ما فقط ميدانيم كه كشورهاي شرق آسيا خيلي قوي هستند ولي بازيكنها را نميشناسيم
از 5 سال پيش تا الان ديگر همه چيز با فدراسيون است. فقط در طول اين سالها رفت و آمد از خانه به سالن خيلي سخت بوده. كه هر روز من را بياورند و برسانند كمي سخت بود. وگرنه مابقي هزينه ها را خود فدراسيون ميدهد.
وسايلي كه تو از آنها استفاده ميكني خيلي متفاوت اند؟ راكت تو با راكتهاي معمولي بدمينتون كه همه ما در خانه مان يك جفتاش را داريم چه فرقي ميكند؟
راكتهاي ما خب خيلي فرق ميكند و خيلي گران تر است. مثلا صد يا صد و پنجاه هزار تومان قيمت اش است. راكت من حدود 80 هزار تومان است. من وقتي هنوز خيلي حرفه اي نبودم از راكتهايي استفاده ميكردم كه حدود 11 يا 12 تومان بود. براي اينكه اصلا ببينم اين ورزش را دوست دارم يا نه. ولي بعدها تغيير كرد.
مسابقه مالزي چه زمانياست و دقيقا چه بازيهايي است؟
بيست و سوم تير به مالزي ميرويم كه بازيهاي جوانان زير 19 سال آسيا است. هم زنان و هم مردان و زن و مرد با هم كه ما اين را نداريم.
تا به حال به كدام يك از بازيهاي ملي رفته اي؟
دو بار به مسابقه رفتهام در بحرين و ويتنام و يك بار هم به يك اردوي يك ماهه در چين رفتيم. وقتي من سال اول بودم به مسابقات قهرماني غرب آسيا در بحرين رفتيم كه ما اول شديم.
تيمي بود يا آزاد؟
نه. آنجا فقط تيمي بود كه ما اول شديم. سال پيش هم به ويتنام رفتيم كه من در تيم نوجوانان بودم آن موقع ولي متاسفانه باختيم چون خيلي قوي بودند. تايلند اول شد و چين دوم. كلا چون آسيا خيلي قوي است، اگر كسي در آسيا قهرمان شود يعني قهرمان جهان شده است.
كساني را كه با آنها بازي داري ميشناسي؟ بازيشان را ديدي؟
نه. چون ما را زياد به مسابقات نميفرستند ما هم آنها را خوب نميشناسيم. ما فقط ميدانيم كه كشورهاي شرق آسيا خيلي قوي هستند ولي بازيكنها را نميشناسيم.
فكر ميكني دليل اصلي باخت تان در ويتنام چه بود؟ شايد چون زياد به بازيهاي برونمرزي نميرويد؟
مهمترين مشكلمان همين پوشش است. كساني مثل من كه خيلي گرمايي هستند بعد از مدتي حالت تهوع پيدا ميكنند و نميتوانند راحت بازيشان را ادامه بدهند. پارسال كه رفته بوديم ويتنام من پنج درصد بازيام را انجام ندادم. آن قدر گرم بود كه نتوانستم ادامه بدهم.
پنج درصد يعني چي؟
يعني از كيفيت بازي من كم شده بود. خودم هم باورم نميشد كه دارم اين طور بازي ميكنم. اگر مثل هميشه بازي ميكردم واقعا ميتوانستيم برويم بالا. پوشش خيلي برايمان مشكل ايجاد كرد و حتا يك مرحله هم نتوانستيم صعود کنیم. يكي ديگر از مشكلاتمان اين است كه ما را خيلي كم به مسابقات برون مرزي ميفرستند. آقايان را زياد ميفرستند. ولي ما را به مسابقات نميفرستند كه عادت كنيم. وقتي ما به مسابقات ميرويم خيلي به خاطر پوششمان در مركز توجه هستيم و نميتوانيم خيلي خوب بازي كنيم. ما را تقريبا سالي يك دفعه ميفرستند و برايمان سخت است در شرايطي كه همه آن طور به ما نگاه ميكنند بازي كنيم.
در كشورهايي كه رفتي به غير از اينكه به خاطر پوششتان به شما نگاه ميكردند ديگر چه برخوردهايي با شما ميشد؟
عكاسها خيلي ازمان عكس ميگرفتند. در خيابان هم كه راه ميرفتيم با مانتو و مقنعه ازمان عكس ميگرفتند.
تيم بزرگسالان هم وقتي وارد زمين ميشوند همين حس را دارند و بازي را خراب ميكنند؟
بزرگسالها خيلي بهتر بازي ميكنند. چند ماه پيش كه خانمها و آقايان را فرستادند به اردن و سوريه خيلي خوب بازي كردند و مقام آوردند. دقيقا مقامهايشان را يادم نميآيد ولي چند مقام اول و دوم گرفتند. بزرگترها راحتتر در پوشش بازي ميكنند. دليلش را نميدانم.
بازيهاي پسران را ميتوانيد برويد و ببينيد؟
در مسابقات بينالمللي كه هر سال در دههي فجر برگزار ميشود اجازه داريم كه برويم و بازيشان را ببينيم. همه ميتوانند بيايند و ببينيد.
بازيهاي خارجي را پيگيري ميكني؟
بعضي از اخبارش را پيگيري ميكنم ولي بازي هايشان را نميبينم. كجا ببینم؟ بعضي از سيديهاي بازيها را داريم. ولي نه زياد.
هدف نهايي ات چيست؟ چه آرزويی داری؟
ميخواهم وقتي ميروم در مسابقات برون مرزي واقعا بتوانم بازي خودم را انجام بدهم. حتی اگر باختم. چون فكر ميكنم اين طور خيلي بهتر است.
زماني كه ما به چين رفته بوديم در هر شهر تعداد بسيار زيادي كمپ وجود داشت. ورزشكاران هر روز تمرين ميكردند. يعني درس نميخواندند و حدودا روزي ده ساعت تمرين ميكردند. تمام مدت در كمپها بودند. اصولا همهي كشورهاي صاحب سبك خارجي اينطور كار ميكنند. يك مقدار با ما فرق دارند. آنها خيلي بيشتر از ما تمرين ميكنند و براي همين هم هميشه اولاند. ما بايد در مسابقات در حدي بالا برويم كه بهمان سهميه المپيك بدهند. بايد اول هدفمان برنده شدن در اين مسابقات باشد.
اردوي چين با اردوهاي خودمان در ايران چه فرقهايي داشت؟
درآنجا خيلي تمرينات سختي انجام داديم كه اصلا انجام نداده بوديم. ما در اردوي چين فهميديم كه بايد خيلي تمرين كنيم. بايد ما را به اين اردوها بفرستند تا تفاوتمان را با كشورهاي خارجي بفهميم و سعي كنيم خودمان را به آنها نزديك كنيم. گاهي مينشستيم و گريه ميكرديم. بعضي از تمرينها را اصلا تا به آن موقع نديده بوديم.
از بين همهي كشورهاي مسلمان فقط ما حجاب داريم
ما اينجا مربيهاي ايراني داريم و ان ها هم آن چيزي را كه در ايران يا گرفتهاند به ما ياد ميدهند. از زماني كه با مربي ايرانيمان رفتيم چين تمرينهايمان عوض شد. بدنسازيهاشان خيلي بيشتر بود. اگر ما چهل تا دراز نشست ميزديم آن ها صد تا ميزدند. اگر ما بيست تا شنا ميرفتيم آن ها پنجاه تا ميرفتند.
مربیان خارجی شما حجاب دارند؟
نه. از بين همهي كشورهاي مسلمان فقط ما حجاب داريم. حتی عربستان هم ندارد.
چه كسي را رقيب خودت ميداني؟
به غير از ما سه نفر كسان ديگري هم هستند كه بينشان انتخابي گذاشته ميشود تا تمرين روي آنهايي كه انتخاب ميشوند متمركز باشد. در اين دو سه سال دختري به نام حنانه كبيري هست كه بازياش خيلي خوب است. ما هميشه با هم رقابت داشتيم. يعني در مسابقات يك بار من ميبرم و يك بار او. براي همين اين كه كداممان قويتر بوديم معلوم نبود. ولي در اين مسابقه سوم شد. نه نفر مسابقه داديم و از اين نه نفر تعداد باختها و بردها را كنار هم ميگذارند و كسي كه تعداد گلش بيشتر باشد اول ميشود. من همه را به جز پونه بردم. از پونه باختم. ولي چون پونه از چند نفر ديگر باخته بود دوم شد. براي همين در حال حاضر رقيب اصليام پونه است.
آن دو نفر ديگر كه با تو به مالزي ميآيند اسمشان چيست؟
پونه رضوي و مولود اسماعيلي
به نظرت چه كسي در تيم از همه بهتر بازي ميكند؟
در انتخابي اي كه داديم نفرات اول و دوم و سوم مشخص شده اند. من نفر اول هستم. پونه دوم و مولود سوم. ولي باز هر كسي ضربهي مخصوص خودش را دارد.
ضربهي مخصوص تو چي است؟
همه ميگويند كه بدمينتون فقط به مچ بستگي دارد. علت موفقيت كشورهاي شرقي همين است. جوري توپ را ميزنند كه حريف نميداند چه ضربهاي قرار است زده شود. من سرعتم در زمين خوب است. مچ ضربهي اسپشام هم خوب است كه خيلي ضربهي مهمي است. همان چيزي كه در واليبال بهش آبشار ميگويند.
دو سال در تيم نوجوانان بودي و يك سال جوانان. كي ميروي در تيم بزرگسالان؟
از 19 سالگي تا 24 سالگي. وقتي كسي تا اينجا ادامه ميدهد ديگر نميتواند بگذارد كنار. اگر اين كار را كند انگار چيزي از زندگي اش كم ميشود.
توجه: عکس تزئینی است.
15 تیر 1387
ورزش : بدمینتون