شیرزنان- نسرین افضلی: ورزش برای زنان در ایران همواره با چالش هایی روبرو بوده وهست ، چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن. این چالش ها پس از انقلاب نوع خاصی به خود گرفت که بارور کردن دوباره آن نیاز به خطر کردن داشت.با تمام اهمیتی که این مقوله در جامعه داشته و دارد هنوز تحقیق و بررسی جدی در این زمینه صورت نگرفته است .پرسش هایی چون چگونگی احیای ورزش زنان پس از انقلاب ، عوامل و دلایل به حاشیه رانده شدن ورزش زنان در بحبوحه انقلاب ، و صدها پرسش و مقوله دیگر در این زمینه همواره وجود داشته است. در این بین، روند احیای دوباره ورزش زنان ماجرایی است شنیدنی که بر سر آن بحثی صورت نگرفته و مسکوت مانده است. روندی که عمری کمتر از 30 سال دارد و اینک با همه پستی ها و بلندی هایش می توان عنوان حرفه ای در حال توسعه را به آن اطلاق کرد. اما به راستی چه شد که ورزش زنان به طور کامل تعطیل شد و چه عواملی سبب گرایش دوباره زنان به ورزش بود؟
نشریه شیرزنان برای یافتن پاسخ این پرسشها که مبتنی بر همان دغدغه های فوق است، قصد دارد سلسله گزارش هایی از خاطرات افراد دست اندرکار در امر ورزش زنان در سالهای اولیه پس از انقلاب تهیه کند تا شاید بدین طریق بتوان مروری داشت بر تاریخچه ورزش زنان در سه دهه اخیر. کمتر کسی است که دستی بر ورزش و به ویژه ورزش زنان داشته باشد و منکر نقش ویژه و برجسته فائزه هاشمی در ورزش زنان باشد. نقش او چه در راه اندازی ورزش زنان و بیرون آوردن آن از کما در دوره پس از انقلاب و چه در گسترش و ارتقای آن بسیار پررنگ و موثر بوده است؛ تنها زن حکومتی با کفشهای ورزشی و شلوار جین زیر چادرسیاه.
او پس از مدتی که برای ادامه تحصیل، در خارج از کشور به سر برد، چند ماهی است که به ایران بازگشته و مجموعه تحت مدیریت اش یعنی "فدراسیون اسلامی زنان" را برای برگزاری پنجمین دوره بازیهای اسلامی زنان آماده می کند.
اما اینک او چند سالی است گوشه عزلت گزیده و به دلایل شخصی یا بهتر بگوییم سیاسی، حاضر به مصاحبه با رسانه ها نیست و حتی بهانه پنجمین دوره بازیهای اسلامی نیز او را از تصمیمش برنمی گرداند. از سوی دیگر خاطرات او نیز ما را به پاسخ هایمان می رساند. پس حرفهای او را در گفت و گو با اطرافیان و دوستانش شنیدیم تا بخشی از تاریخ ورزش زنان در سالهای اول پس از انقلاب را با هم مرور کنیم.
لطفا اینجا ورزش کن!
پس از انقلاب باور عمومی بر این بود که ورزش همان لباسهای متداول (تاپ و شورت) را خواهد داشت با همان روابط متداول بین زن و مرد! پس همین بهانه ای بسیار روشن و واضح خواهد بود برای حذف صد در صد ورزش زنان از ایران. باشگاههای ورزشی یکی پس از دیگری به روی زنان بسته می شد و زنان ورزشکار به انواع اتهامات اخلاقی و ضدیت با دین متهم می شدند. تعداد معدودی بودند که برای حفظ و بقای ورزش زنان و یا بهتر بگوییم برای بازگرداندن ورزش به میان زنان تلاش می کردند. یکی از آنان مردی بود به نام آقای ادیبی که در آموزش و پرورش منطقه یک کار می کرد. او دست به دامن فائزه 16 ساله می شود و از او می خواهد در باشگاهش ورزش کند تا به خاطر حضور وی که اینک دختر یکی از سران بلندپایه کشور محسوب می شد، باشگاه را تعطیل نکنند.
فائزه هاشمی با مانتو و روسری در باشگاه ورزشی حاضر می شد و تعلیم بسکتبال می دید. حضور وی عاملی برای بقای اندک ورزش زنان در تعداد انگشت شمار باشگاهها شد. این نقطه آغاز ورود فائزه به دنیای ورزش بود که شاید سراسر زندگی اش را تغییر داد و شاید این جرقه را در ذهن او زد که نظامی که پدرش برای آن مبارزه کرده، چرا اینک باید حق طبیعی ورزش را از زنان بگیرد. وی مشغول سفر به شهرهای مختلف ایران شد تا با امامان جمعه، استانداران و شهرداران در خصوص دوباره راه اندازی ورزش زنان صحبت کند و نکته ای که در آن زمان به مثبت سازی آن روند کمک کرد، نام فامیل فائزه بود! مسئولان آن زمان معتقد بودند اگر دختر هاشمی رفسنجانی به دنبال ورزش زنان است، پس آن، امری خلاف شرع و اسلام نیست که اگر بود، آقای هاشمی اجازه اینکار را به دخترشان نمی دادند.
یکی از نکات دردآور در مرور خاطره های آن زمان، ممنوعیت کامل استفاده دختران از استخر است که تفکر مسئولان وقت می گفت به دو دلیل استفاده زنان از استخر مشکل شرعی دارد. اول آنکه استفاده زنان از استخر در صبح و استفاده مردان از آن در عصر، مشکل شرعی دارد که نشات گرفته از ترشح هورمونهای انسان است. و نکته دوم اینکه صورت و گونه دختران پس از آمدن از استخر به اصطلاح گل می اندازد و رانندگان تاکسی آن را می فهمند! فرهنگ سازی، تابوشنکی و جلب اعتماد از چنین تفکری، به قدرتی چون بدنه حکومتی نیاز داشت. تا چند سال پس از انقلاب اصلا چیزی به نام ورزش زنان در کشور وجود نداشت.
در اسفند سال 1360 تشکیلاتی با نام "مدیریت امور ورزشی بانوان" با مسئولیت کبری خلیقی پور راه اندازی شد. خروج تعداد زیادی از مربیان و ورزشکاران زن در پی تهدیدات صورت گرفته از سوی انقلابیون تندرو، تصفیه تعدادی دیگر که سابقه فعالیت ورزشی در رژیم گذشته را داشتند، جداسازی جنسیتی ورزش زنان و مردان که مانع از به کارگیری مربیان مرد برای زنان بود، ورزش زنان را با خلا نیروهای کارآزموده و مجرب مواجه کرد. نخستین و گسترده ترین اقدامی که مدیریت امور ورزشی بانوان انجام داد، برگزاری کلاسهای آموزشی و مربیگری در رشته های مختلف بود که به مدت چند سال ادامه یافت تا نیروی انسانی مورد نیاز ورزش زنان را تامین کند. یکی از ورزشکاران قدیمی که اینک مربی بسکتبال است، می گوید: "سال 1360 که تصمیم گرفته شد ورزش زنان و مردان جدا شود، دوره های کوتاه مدت شش ماهه و یک ساله مربیگری و داوری برای زنان برگزار کردند تا نیروهای انسانی را برای این هدف تربیت کنند که اغلب از افراد مذهبی و آشنایان افراد مرتبط بود. خانم هاشمی هم با ما در آن دوره بود و بعدها روی همین آشنایی که با آن افراد داشت از آنها برای راه اندازی بازیهای اسلامی استفاده کرد.
المپیک زنان مسلمان
هاشمی پس از اینکه در چندین رشته ورزشی مهارت کسب کرد، به فکر راه اندازی سازوکاری ویژه برای زنان مسلمان افتاد. در سال 1368 فائزه هاشمی به سمت نايب رييسی كميته ملي المپيك دست یافت و در اولین گام با سامارانش (رئیس کمیته بین المللی المپیک) دیدار و ایده بازی های زنان مسلمان را مطرح کرد. سامارانش نیز که مي دانست ورزش زنان در كشورهاي اسلامي به بن بست رسيده و رشد نمي كند، گفت "شما(در این باره) هر كاري كنيد، ما موافقت مي كنيم."
در سال 1369 با پیشنهاد فائزه هاشمی و با موافقت خوان آنتونیوسامارانش (ریاست کمیته بین المللی المپیک)، شیخ احمد الفهد الصباح (رئیس شورای المپیک آسیا) و حمایت های هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت ایران) پیشنهاد تشکیل " شورای همبستگی ورزش بانوان کشورهای اسلامی " در دومین جلسه هیات اجرایی کمیته ملی المپیک در سال 1369 مطرح و به تصویب رسید. نخستین کنگره همبستگی ورزش بانوان کشورهای اسلامی با حضور نمایندگان 23 کشور اسلامی در تهران به سال 1370 برگزار شد که براساس قطعنامه این کنگره شورای همبستگی ورزش بانوان کشورهای اسلامی تاسیس شد. دور اول بازی ها با نام "بازیهای زنان کشورهای اسلامی" در سال 1372 با حضور 15 کشور در 8 رشته ورزشی برگزار شد.
برگزاری مسابقات بین المللی ورزش زنان حتی برای فائزه هاشمی، دختر رئیس جمهور ایران، نیز کار ساده ای نبود. مخالفتهای فراوانی با برگزاری این بازی ها که رعایت قوانین اسلامی نخستین شرط و اصولا دلیل برگزاری آن بود، صورت گرفت. بسیاری این بازی ها را غیر مفید و هدر دادن بودجه توصیف می کردند و سطح پایین شرکت کنندگان آن دستاویز بسیاری از انتقادات بود. شرکت کنندگان که عموما زنان کشورهای اسلامی بودند، شرایطی مشابه ایران داشتند و هیچ گاه مسابقات بین المللی را تجربه نکرده بودند و به این دلیل حریفان قدری به حساب نمی آمدند. اما فائزه سرسختانه مقابل تمام این انتقادات ایستاد و به طرق مختلف پاسخ مخالفان را می داد ولی در هر فرصتی انتقادات خود را صراحتا مطرح می کرد.
اگر دختر هاشمی رفسنجانی به دنبال ورزش زنان است، پس آن، امری خلاف شرع و اسلام نیست
او در سخنرانی مراسم افتتاحیه دور چهارم بازی های اسلامی زنان به تنگ نظری ها و تعصب های ناشی از برداشت افراطی از اسلام اشاره کرد و اینکه نتیجه آن تبعیض علیه زنان بوده و ورزش را یکی از راه های رفع تبعیض و تنگ نظری در خصوص زنان و ایجاد برابری در جهت عدالت اجتماعی دانست و گفت: "دنيای اسلام امروزه درشرايط بحرانی قرار دارد و درمعرض انواع تهديدهاست و ثبات و صلح آن جز از طريق اتحاد، همبستگی و رفع هرگونه تبعيض امکان نخواهد داشت" و تاکید کرد "تلاش فدراسیونی که او مدیریت آن را عهده دار است، ارتقا جایگاه و شان زن به عنوان نیمی از اجتماع که تبعیض را تجربه می کند و ایجاد فرصت های برابر برای زنان است."
پس از برگزاری نخستین دوره بازی های زنان مسلمان، سامارانش رئیس وقت کمیته بین المللی المپیک پیشنهاد عضویت در این کمیته را به هاشمی داد. پستی که تا سالها پس از انقلاب به هیچ ایرانی داده نشده بود ولی او به دلایلی این پیشنهاد را رد کرد. به عقیده هاشمی مسابقات اسلامی زنان تنها برای افزایش فرصت رقابت برای زنان ورزشکار راه اندازی نشده بلکه ارتقای توانمندی زنان در عرصه های مدیریت از طریق برگزاری کلاسهای آموزشی برای داوران و مربیان و نیز سپردن مدیریت برگزاری مسابقات به خود زنان را نیز مد نظر دارد.
نماینده دوچرخه سوار!
نامزدی در انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی (سال 1374) و کسب رای دوم شهروندان پایتخت، مهمترین سابقه سیاسی هاشمی است. اما در حالیکه بسیاری این پیروزی را مدیون بحث داغ دوچرخه سواری زنان می دانند که در زمان کاندیداتوری اش مطرح شد، او مخالف این بحث است و آن را "شعار انتخاباتی مخالفان"خود خواند. هاشمی در مصاحبه ای در سال 77(زن، 22 اردیبهشت 1377) ، زمانی که 3 سال از نمایندگی اش در مجلس پنجم گذشته بود و وی هیچ اقدام خاصی برای تسهیل دوچرخه سواری زنان نکرده بود، گفت: "دوچرخه سواری شعار من نبود.
دو سال قبل از انتخابات که اصلا من به فکر کاندید شدن نبودم، در سمیناری مربوط به حمل و نقل، مساله دوچرخه به عنوان یک وسیله که آلودگی هوا، (کمبود تحرک بدنی و..) ورزش و ترافیک را می تواند حل کند، مطرح شد. من گفتم اگر(بحث) حمل و نقل باشد باید خانمها را هم در این قضیه دید. این صحبتها در واقع شعارهای انتخاباتی مخالفان من بود که فکر کردند اگر این را علم کنند می توانند ضربه ای بزنند و البته نتیجه اش برای آنها بر عکس بود. از طرفی هم اصلا قانونی وجود ندارد که دوچرخه سواری خانمها را ممنوع کرده باشد و من الان خیلی از خانمها را می بینم که در خیابانها سوار دوچرخه شده اند .این به فرهنگ جامعه برمی گردد و به شجاعت خانمها" ؛ و ناگفته نماند خود او و خواهرش شبانه به دوچرخه سواری می روند.
روزنامه زن تحولی در "ورزش زنان نویسی"
سال 1377، پس از دو دوره برگزاری بازی های زنان مسلمان، فائزه گام بعدی اش را برای آنچه عقیده خود در راستای " ایجاد فرصت های برابر برای زنان" می خواند برداشت و روزنامه زن را تاسیس کرد. روزنامه ای که گرچه عمری کوتاه داشت ولی فصل درخشانی از کارنامه فائزه به شمار می آید. وی نقشه های فراوانی برای این روزنامه داشت و در مصاحبه ای که در ویژه نامه شماره یک روزنامه زن چاپ شد در پاسخ سوال مصاحبه گر برای فعالیتهای فوق برنامه روزنامه، بار دیگر گریزی به ورزش زد و نشان داد این عرصه همواره بخش جدایی ناپذیر فعالیتهای اوست. او گفت: "روزنامه می تواند پایگاه خوبی برای فعالیتهای تولیدی خانمها باشد که وارد کارهای تعاونی شوند. مثلا تعدادی خانمهای علاقمند را از طریق روزنامه جذب کنیم که مجتمع ورزشی تاسیس کنند و امکانات مالی خانمهایی را که به طور پراکنده وجود دارد، جمع کنیم."
می توان گفت روزنامه زن در برخی حوزه ها تابوشکنی کرد و از جمله مهمترین انها انتشار تصاویر زنان ورزشکار بود. به گفته اعضای تحریریه ورزشی زن، فائزه علاقه داشت با چاپ تصاویر زنان ورزشکار و ورزش زنان مظلومیت رسانه ای این قشر را جبران کند و تا حد زیادی موفق به شکستن این تابو شد و از آن پس روزنامه های دیگر کم و بیش تصاویر ورزش زنان را منتشر می کردند. آسیه امینی معاون دبیر سرویس روزنامه زن می گوید: "(هاشمی) روزنامه زن را که راه انداخت علنا به ما گفت که من می خواهم پتانسیل زیادی روی این سرویس بگذارم. برای همین حساس هستم که چه آدمهایی را انتخاب کنم و با چه توانمندی هایی و به صراحت به من گفته شد که ما می خواهیم که تو مسائل عمقی در ورزش بانوان را در قالب مسائل اجتماعی - ورزشی و سیاسی – ورزشی برای روزنامه بنویسی و در آن حوزه کار کنی".
در اسفند سال 1360 تشکیلاتی با نام "مدیریت امور ورزشی بانوان" با مسئولیت کبری خلیقی پور راه اندازی شد
در زمانی که مهمترین رویداد ورزرشی زنان کشور، مسابقات اسلامی زنان بود، روزنامه زن تا جایی که توان داشت صفحه ورزش روزنامه را از اخبار، گزارش و تحلیل ورزش زنان پر می کرد. امینی، فائزه را زنی جسور می خواند و می گوید: "در این مورد بحثی ندارم که شاید اگر یک آدم عادی بود نمی توانست آن کارها را بکند، مثلا شاید اگر یک ورزشکار عادی بود که وارد دستگاه سیاسی می شد نمی توانست به اندازه ایشان پیشرفت کند و بالا برود. مسلما حمایتهای خانوادگی و سیاسی توانست کمکش کند ولی به هر حال زن جسوری بود و چون هم خودش ورزشکار بود و هم دنبال اهداف سیاسی در ورزش بود می خواست که ورزش زنان مهم باشد. اگر ورزش بانوان مهم نمی شد آن نگاه سیاسی اهمیت پیدا نمی کرد. به هر حال اگر شما بخواهید یک پست سیاسی – ورزشی داشته باشید سعی می کنید آن پست مهم باشد. رسانه می تواند کمک کند به اهمیت یافتن موضوع." البته فائزه هرگز نتوانست بذری را که کاشته بود درو کند و سایه پدر و مناسبات سیاسی به نفع او رقم نخورد.
او چهار دوره بازی های زنان اسلامی را زیر فشارهای زیاد برگزار کرد و اکنون که دور پنجم بازی ها به دلیل همزمانی با بازی های اسلامی مردان یک سال به تعویق افتاده، بیکار ننشسته و مشغول راه اندازی بازیهای باشگاهی است تا بتواند اسپانسرهای بیشتری جذب کند. او روزها را در دفتر کوچک فدراسیون در خیابان ایرانشهر سپری می کند به انتظار روزی که توانایی ها و شایستگی های انکارناپذیر او مجال بیشتری برای بروز و ظهور پیدا کند.