0 | 10 | 20 | 30 | 40

نخستین اعزام زنان به مسابقات کاپ آسیا

تکاپو در گلخانه دوچرخه سواری؟!

19 اردیبهشت 1388

شماره ٩۷ / خبر و گزارش

شیرزنان: تیم ملی دوچرخه سواری زنان ایران قرار است ششم تا چهاردهم خرداد ماه برای اولین بار به مسابقات دوچرخه سواری کاپ آسیا در ژاپن اعزام شوند. به همین دلیل، ملی پوشان از 19 اردیبهشت ماه برای کسب آمادگی هرچه بیشتر برای حضور در این رقابتها به اردو خواهند نشست. مرحله اول این اردو در پیست دوچرخه سواری مجموعه ورزشی آزادی برگزار خواهد شد.

یکی از ملی پوشان حاضر در اردو فرزانه شریفی خواهد بود که با سه مدال طلا در مسابقات قهرمان کشوری جای خود را در اردوی تیم ملی ثبت کرده است. وی در رابطه با این اردو به باشگاه خبرنگاران جوان می گوید: در سال هاي گذشته دختران دوچرخه سوار تنها براي حضور و کسب تجربه در ميادين بين المللي و آسيايي حاضر مي شدند؛ با اين وجود آنها پس از شرکت در اين رقابت ها توانستند پيشرفت محسوسي داشته باشند که اين امر براي زنان ايراني بسيار قابل تأمل است. اين رقابت ها پس از مسابقات تايلند كه تيم ملي بانوان دو سال پيش راهي آن شده بود، اولين تجربه رقابت هاي كاپ آسيا محسوب مي شود.


+ادامه

شیرزنان: جعفر ادريسي و نسيم يوسفي دو دوچرخه سوار ايراني که دو سال پيش سفر دور دنياشان را از خانه‌ي هنرمندان ايران آغاز کرده بودند امروز به خانه ي هنرمندان ايران رسيدند. نسيم يوسفي درباره سفر دوساله شان به دور دنيا گفت: ده سال پيش در اولين برخوردم با جعفر ادريسي همسرم در قله آباد مي خواستيم که به سفري دور دنيا برويم. در طول اين سال‌ها هميشه به کوه مي‌رفتيم يا به سفرهاي نزديک در راه برگشت ناراحت از اين بوديم که هنوز به آن سفر ايده آل نرفته‌ايم. تا اينکه با باشگاه هنر و طبيعت آشنا شديم و اين آشنايي برايمان پنجره جديدي بود و دوره راهنماي تور را گذرانديم و به شکل حرفه‌اي تر با مناسبات سفر آشنا شديم.

تا اينکه چهار سال با چند جهانگرد دوچرخه سوار خارجي آشنا شديم و وسيله سفرمان را پيدا کرديم،کم کم شروع به تمرين دوچرخه سواري کرديم و خود را براي سفر آماده کرديم تا اينکه نهم ارديبهشت 1386 سفر خود را با شعار صلح و دوستي آغاز کرديم.


+ادامه

گفت و گوی اختصاصی شیرزنان با پدیده ورزشی یزد- قسمت اول

ركاب زدن در سياره مذكرها

by فهیمه خضرحیدری 6 دی 1387

شماره ۸۴ / گفت و گو

شیرزنان- فهيمه خضر حيدري: شهر يزد با يك ميليون جمعيت، دست‌كم نسبت به تهران، كم‌ترافيك است و در بافت امروزينش كه مثل بافت نوين ديگر شهرهاي ايران نامتوازن و نازيباست، خيابان‌هاي وسيعي دارد. با وجود اين گاه مي‌شود كه همه ماشين‌ها براي دقايقي در ترافيك بمانند يا پشت چراغ قرمز به انتظار صف بكشند. تعداد زنان راننده كم نيست و ظاهرا رانندگي زنان در سال‌هاي اخير رشد قابل‌توجهي هم داشته است اما زني كه «دوچرخه‌سوار » باشد و بي‌اعتنا به فضاي اطرافش ، خيلي راحت و عادي در كنار ساير وسايل نقليه ، پشت چراغ قرمز ايستاده باشد فقط يكي است.

«خانم ارشد» در تمام شهر يزد تنها يكي است. او تنها زني است كه چارچوب‌هاي تنگ محيط پيرامونش را از سال‌ها پيش ناديده گرفته ، از خيلي از خطوط قرمز گذشته و تصميم گرفته كه تمام رفت و آمدهايش را در شهر مردانه يزد با دوچرخه انجام دهد. مانتوي گشاد آبي‌رنگي كه به تن دارد تا زير زانوانش را پوشانده. مقنعه‌اش هم سفت و سخت است و مو از درزش بيرون نمي‌زند. كفش ورزشي راحتي به پا دارد و سبكبار و رها با قيافه‌اي جدي و محكم ركاب مي‌زند. دوچرخه‌سواري در شهر و ميان عموم مردم را از چهار سال پيش آغاز كرده و در طول اين سال‌ها اگرچه فراز و نشيب‌هاي زيادي را پشت سر گذاشته و كارش حتي به اختلافات و چالش‌هاي خانوادگي هم رسيده اما هرگز ركاب زدن را كنار نگذاشته است.

تند حرف مي‌زند و با 41 سال سن ، تر و فرز و جوان و بانشاط از بلندپروازي‌هايش و از علاقه‌اش به ورزش مي‌گويد.خيلي زود – تقريبا دز اولين جمله‌هايي كه ميانمان رد و بدل مي‌شود – تكليفش را با مقوله فمينيسم روشن مي‌كند و انگار كه اتهام بزرگي را از خود دور كرده باشد، مي‌گويد : «در شهر يزد كه هنوز خيلي از مناسبات سنتي است، مردم و بيشتر از همه مردان مي‌گويند كه من فمينيست هستم. در حالي كه اين طور نيست. من به هيچ وجه فمينيست نيستم.»


+ادامه

0 | 10 | 20 | 30 | 40

بالای صفح